وبلاگی برای زندگی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَّلیُِکَ الفَرَج

وبلاگی برای زندگی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَّلیُِکَ الفَرَج

وبلاگی برای زندگی

در نشر مطالب کوشا باشید.
و نظر هم فراموش نشود...
یا علی....التماس دعا

آخرین نظرات

«بسم الله الرحمن الرحیم»

حضرت على بن موسى الرضا(علیه السلام) هشتمین امام از خاندان رسالت است که خداوند،هر آلایش و آلودگى را از آنان زدوده و پاک و پاکیزه شان گرداند.

 این امام بزرگ که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله)مژده ولادتش را داده بود، پس از به شهادت رسیدن جدش امام صادق(علیه السلام) و در روزگار منصور در گرامیترین خاندان هاى قریش، خاندان امامت و شهادت،یعنى خاندان هاشمى و علوى زاده شد و در دامان پدرش امام کاظم(علیه السلام) پرورش یافت و بالید و بزرگ شد. او بیش از سه دهه از عمر با برکت و سرشار از خیر و هدایت خود را با پدرش گذراند. حضرتش با « منصور »،« مهدى » ،« هادى » و« رشید » خلیفگان عباسى معاصر بود،همان هایى که در راه از میان برداشتن امامان و خاموش کردن فروغ این خاندان ارجمند از هیچ اقدامى دریغ نکرده و از هیچ تلاشى فروگذار ننمودند.

امام رضا(ع) به عنوان درخشان ترین چهره سیاسىِ تاریخ اسلام و روزگار خود، در عرصه حیات سیاسى اسلام چهره نمود. او در موضع گیرى سیاسى خود بسیار مقاوم و صریح بود، هرگز فریب روش هاى پوشالى و دوگانه اى که از سوى هوشمندترین خلیفگان عباسى، یعنى« مأمون »به کار گرفته شده بود، نخورد، چرا که حضرتش دریافته بود پیشنهادِ نخستین مأمون به امام(علیه السلام) براى پذیرش خلافت، سپس پیشنهاد پذیرش منصب ولایت عهدى آن هم در روزگارى که قیام هاى علویان، تخت سلطنت عباسیان را مى لرزاند، فریبى بیش نیست.

انگیزه هاى آمیخته به اغراض شخصى و سیاسى مأمون در تحمیل ولایت عهدى بر امام(ع) و نیز نیازهاى آن روزگار و شرایطى که امام(ع) در آن مى زیست بر امام(ع) پوشیده نبود. از همین رو امام رضا(ع) فرصت هاى طلایى را که مأمون با تحمیل ولایت عهدى بر امام(ع) مى خواست بدان دست یابد بر باد داد، اما خود، این موقعیت به دست آمده را مغتنم شمرده، در راه نشر اسلام و مفاهیم و نشانه هاى حقیقى آن و نیز تثبیت پایه هاى برنامه اهل بیت(علیهم السلام)پرداخت و با تمام خط هاى مجعول فکرى و مذهبىِ شایع در آن روزگار هماوردى کرد.

حضرت امام رضا(علیه السلام) در مرکز حکومت مأمون از یکسو و اوج گرفتن و تقویت خط دوستى اهل بیت(علیهم السلام) از سوى دیگر، مأمون را متوجه خطر بزرگى کرد که او و دستگاه خلافتش را تهدید مى نمود. مأمون بر اساس محاسبات بى پایه خود تنها راه رهایى از خطر را در این مى دید که به شیوه اى پست، امام رضا(علیه السلام) را از میان بردارد. او زمانى به عمق این خطر پى برد که امام رضا(علیه السلام)پایه هاى رسالت محمدى و مذهب حق براى شناخت و تبلیغ اسلام را محکم کرده بود و نسل هایى از عالمانِ روشن ضمیر و هشیار که به سیصد تن مى رسیدند در دانشگاه خود پرورش داد. آنان در آن شرایطِ سخت و در حالى که امت اسلامى زیر ستم حکومت عباسى قرار داشت، مشعل فروزان هدایت را بر دوش کشیده، راه را فراروى جویندگان مسیر صحیح امام رضا(علیه السلام) و تأمل در « مسند » و شاهراه هدایت قرار مى دادند. نگاهى گذرا به نصوصى که از آن حضرت به دست ما رسیده، چند مطلب را براى ما روشن مى کند:

1)گستره فعالیت علمى امام رضا(علیه السلام)

 2)جایگاهى که دانشگاه امام رضا(علیه السلام) بدان دست یافته است

3)نوآورى امام رضا(علیه السلام) در قواعد و روش ها به منظور تحقق اهداف دانشگاه اهل بیت(علیهم السلام) براى رسیدن به نقطه اوجى که جنبش انقلابى اهل بیت(علیهم السلام) در عرصه دانش و سیاست، آن را دنبال مى کرد.


پس درود بر او باد، آن روز که چشم به جهان گشود و آن روز که شهید شد و آن روز که برانگیخته مى شود.


«منبع:پیشوایان هدایت ج-10»

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی