وبلاگی برای زندگی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَّلیُِکَ الفَرَج

وبلاگی برای زندگی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَّلیُِکَ الفَرَج

وبلاگی برای زندگی

در نشر مطالب کوشا باشید.
و نظر هم فراموش نشود...
یا علی....التماس دعا

آخرین نظرات

«امام على(علیه السلام) شهید محراب»

يكشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۴، ۰۸:۰۴ ب.ظ

دشمنان شرارت پیشه در جهت این که پرچمى از حق برافراشته نباشد و دستى

اصلاحگر از آستین بیرون نیاید و صدایى طنین افکن، وجود نداشته باشد تا از انحراف و

فساد ستم پیشگان و منحرفان، پرده بردارد، دست به توطئه زدند.

 دیروز ابو سفیان برای قتل رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) 

به مکر و حیله و فسق و فجور مى پرداخت و براى این که

رسالت الهى را در مهد آن مدفون سازد در پى نقشه اى بود

 ولى خداوند اراده فرمود نور خود را کامل گرداند

و اکنون معاویة بن ابى سفیان با بهره گیرى از نتایج انحراف سقیفه در جهت

  تکمیل نقشه هاى پدرش و نابودى رسالت اسلامى مىکوشد و

در این راستا افراد جاهل و گمراه، مددکارش بودند و براى کشتن وجدانِ زنده امت و

صداى حق و عدالت و پرچمدار اسلامِ جاودان و احیاگر آیین با گذشتِ 

محمدى(صلى اللهعلیه وآله وسلم)طرح و نقشه کشیدند.

سرانجام گمراهانه تصمیم بر خاموش ساختن نور هدایت گرفتند تا ظلمت و تاریکى

بر انحرافات و فساد و تباهى آن ها سایه بیفکند. دست خیانت پیشه شیطان از آستین برون

آمد تا در تاریکى شب با ابن ملجم مصافحه کند و با دو رویى و خیانت، شمشیر بر فرق

مبارک قامتى فرود آورد که همواره از دنیا دورى مى جست و رو به خانه معبودش 

سربر سجده مى سایید.

جمعى گمراه در جهت قتل امیر المؤمنین(علیه السلام) همدست شدند که اگر محرّک

اصلى آنان را معاویه بدانیم، سخنى گزاف نیست. این بدسگالان با یکدیگر هماهنگ شدند

امام(علیه السلام) را هنگام رفتن به نماز صبح، غافلگیرانه به شهادت رسانند چرا که کسى

را جرأت رویارویى با امام(علیه السلام) نبود.

با فرا رسیدن شب نوزدهم ماه رمضان، امام(علیه السلام) از منزل بیرون مى آمد و

زیاد به آسمان مى نگریست و در آن مى اندیشید و همواره مى فرمود:

« ما کذبتُ ولا کذّبتُ، إنّها اللیلة التى وُعدتُ بها »

«نه دروغ گفته ام و نه از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)دروغ شنیده ام، امشب همان شبِ موعوداست.»

حضرت آن شب را با دعا و نیایش سپرى کرد و سپس براى اداى نماز صبح

رهسپار مسجد شد و طبق عادتش مردم را براى عبادت خدا بیدار مى کرد و صدا مى زد: الصلاة... الصلاة.

سپس به نماز ایستاد و با پروردگار خویش به نیایش پرداخت ناگهان عبدالرحمان بن ملجم تبهکار و ملعون، از جا برجست و با سر دادنِ شعار خوارج 

«الحکم للّه لا لک » 

«حکومت و فرمانروایى ویژه خداست نه تو»

بر امام حمله بُرد و شمشیر زهرآلودش بر فرق مبارک حضرت نشست و آن را

شکافت و امام با صداى بلند فرمود:

« فزت ورب الکعبه »

«به خداى کعبه رستگار شدم.»

با بلند شدن صداى شیون و زارى از مسجد، مردم به سرعت خود را به مسجد

رساندند و امام(علیه السلام) را در محراب خویش در خون غلطان دیدند، در حالى که سر

مقدس او را با پارچه اى بسته بودند، وى را به خانه اش منتقل ساختند و مردم صدا به

گریه و شیون بلند کرده بودند، ابن ملجم جنایت پیشه دستگیر شد، امیر المؤمنین(علیهالسلام)

 به امام حسن و دیگر فرزندان و خانواده اش سفارش کرد در مورد اسیر خود نیکى کنند و فرمود:

جان در مقابل جان، اگر از دنیا رفتم همان گونه که او مرا کشته وى را به قتل برسانید 

و اگر زنده ماندم خود تصمیم خواهم گرفت.

***************************************************************

درود بر تو در آن روز که دیده به جهان گشودى و روزى که به خدا ایمان آوردى و در

راهش مبارزه نمودى و آن روز که صبر و شکیبایى پیشه ساختى و دیگران را بر خود

ترجیح دادى و روزى که حدود الهى را به اجرا در آوردى و آن گاه که با صبر وبرد

بارى، در راه خدا به فیض شهادت نائل شدى و آن روز که زنده برانگیخته مى شوى و

دوستدارانت را به حوض کوثر و باغ هاى پر نعمت بهشتى، رهنمون مى گردى.

والحمد للّه رب العالمین


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۱۴

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی