وبلاگی برای زندگی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَّلیُِکَ الفَرَج

وبلاگی برای زندگی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَّلیُِکَ الفَرَج

وبلاگی برای زندگی

در نشر مطالب کوشا باشید.
و نظر هم فراموش نشود...
یا علی....التماس دعا

آخرین نظرات

«میراث حضرت فاطمه زهرا (س)»(3)

شنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۴، ۰۲:۰۰ ق.ظ

«بیان جایگاه اهل بیت(علیهم السلام)»


*********************************************

١ . از فاطمه زهرا(سلام الله علیها) روایت شده که رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به او فرمود: آیا خرسند نیستى از این که تو را به ازدواج شخصیتى درآوردم که قبل از همه مسلمانان به اسلام گروید و علم و دانش او از همه برتر است؟ تو بانوى بانوان جهانیانى چنان که (حضرت)مریم بانوى بانوانِ قوم خود بود.

*********************

٢ . از یزید،از عبد الملک نفلىّ،از پدرش،از جدش روایت شده گفت: خدمت فاطمه دخت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) شرفیاب شدم، فاطمه با پیشدستى بر من سلام کرد، راوى مى گوید: سپس فاطمه(سلام الله علیها) اظهار داشت: آن گاه که پدر بزرگوارم رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در قید حیات بود فرمود: کسى که ٣ روز بر من و تو سلام و درود فرستد اهل بهشت خواهد بود . به او عرض کردم: در زمان حیات شماها یا پس از وفاتتان ؟ فرمود: هم در زندگى و هم پس از وفات ما.

*********************

٣ . فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: درود بر شما پدر! فرمود: و درود بر تو دخترم! عرض کردم: به خدا! در خانه على دانه گندمى وجود ندارد، و پنج روز است غذایى به دهان نزده، نه گوسفند و شترى دارد و نه خوردنى و آشامیدنى. رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: فاطمه جان! نزدیک بیا، به او نزدیک شدم فرمود: دستت را از زیر پیراهن بر پشت من بنه، من این کار را انجام دادم. ناگهان دیدم سنگى میان کتف او قرار داشت که به سینه آن بزرگوار بسته شده بود، فاطمه فریاد بلندى برآورد، رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به او فرمود:

یک ماه است که در خانه هاى خاندان محمد، آتشى براى پختن غذا افروخته نشده است.

سپس پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: ولى با این همه على در بیست و چند سالگى درِ قلعه خیبر را که پنجاه تن از بلند کردن آن عاجز و ناتوان بودند، از جا برکند. چهره زهرا(س) با شنیدن این جمله از خوشحالى شکُفت و خدمت على(علیه السلام)رسید و خانه از نور رخش درخشان گردید، على(علیه السلام) بدو فرمود: دخت رسول خدا! هنگامى از نزد من بیرون رفتى چهره ات به گونه اى دیگر بود؟ پاسخ داد: پیامبر اکرم فضایل تو را برایم بازگو کرد و من بى صبرانه نزدت شتافتم

*********************

٤ . اسماء بنت عمیس از فاطمه زهرا(علیها السلام) دخت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)روایت کرده که فرمود:

روزى رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) به خانه ما آمد و فرمود: فرزندانم حسن و حسین کجایند؟ فاطمه فرمود: عرض کردم: پدر! در منزل لقمه نانى که بتوان با آن رفع گرسنگى کرد، نداشتیم، ولى همواره خداى متعال را سپاس مى گوییم، على پیشنهاد کرد، من حسن و حسین را بیرون مى برم چون بیم دارم گریه کنند و بهانه چیزى بگیرند و تو نیز در خانه چیزى ندارى، از این رو، على فرزندانم را نزد فردى یهودى برد تا برایشان چیزى تهیه کند.

رسول خدا(ص) در پى على(علیه السلام)راه افتاد وقتى بدان محل رسید دید حسن و حسین در کنار جویبارى مشغول بازى و مقدارى خرما پیش روى آن هاست، پیامبر به على(ع) فرمود: على! قصد ندارى فرزندانم را به خانه برگردانى تا گرمى هوا آن ها را نیازارد؟

على(علیه السلام) عرضه داشت: اى رسول خدا! در خانه چیزى براى خوردن نداشتیم، اگر لحظه اى درنگ فرمایید من مقدارى خرما براى زهرا تهیه کنم، رسول خدا(ص)جلوس فرمود و على(ع) در ازاى هر دلو آبى که براى فرد یهودى از چاه بیرون مى آورد، یک دانه خرما دریافت مى کرد و بدین سان، مقدارى خرما تهیه نمود و به اتفاق رسول خدا(ص)آن هارا به خانه آوردند.

*********************

٥ . در حدیثى طولانى از فاطمه زهرا(علیها السلام) منقول است که به پدر بزرگوار خویش عرضه داشت: پدر! سلمان از وضعیت لباس من شگفت زده شد، سوگند به آن کس که تو را به حق مبعوث گرداند، پنج سال است فرش و زیر انداز من و على پوست گوسفندى است که روزها براى شترمان علف روى آن مى ریزیم و شب ها روى آن مى خوابیم، بالش هاى ما از پوست تهیه شده و داخل آن با لیف خرما پر شده است. پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)فرمود: سلمان! دخترم زهرا! از دیگر زنان پیشى گرفته است.

*********************

٦ . از زینب دختر امیر المؤمنین(علیه السلام)، از مادر مکرّمه اش فاطمه زهرا(علیها السلام)روایت شده که فرمود: على جان! به راستى جایگاه تو و شیعیانت در بهشت است.

*********************

٧ . از فاطمه زهرا(علیها السلام) دخت پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) روایت شده که خدمت رسول خدا(ص) رسید پیامبر پارچه اى را گسترد و بدو فرمود: روى آن زیر انداز بنشین، امام حسن(علیه السلام)وارد شد پیامبر بدو فرمود: کنار مادرت بنشین، آن گاه حسین خدمت پیامبر رسید، حضرت به او فرمود: کنار مادر و برادر خویش بنشین پس از آنان على(علیه السلام) وارد شد و رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)به او فرمود: کنار همسر و فرزندانت بنشین، و سپس گوشه هاى آن پارچه را گرفت و اطراف را جمع کرد و عرضه داشت: خدایا! اینان از منند و من از آنان، خدایا! همان گونه که من از آنان خشنودم، تو نیز از آنان راضى و خشنود باش.

*********************

٨ . از فاطمه زهرا(علیها السلام) روایت شده که اظهار داشت پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) به من فرمود: آیا به تو مژده ندهم که هر گاه خداوند اراده نماید زنى از زنان بهشت را تحفه و هدیه اى عطا کند، نزد تو مى فرستد تا از زیور آلات خویش به او بدهى؟

*********************

٩ . از على بن موسى الرضا، از پدر بزرگوارش موسى بن جعفر، از پدرش امام صادق، از پدرش امام باقر، از پدرش على بن حسین، از پدرش حسین بن على، از فاطمه دخت رسول خدا (صلوات الله علیهم اجمعین) روایت شده که

أنّ النبیَّ(صلى الله علیه وآله وسلم) قال : 

«من کنت ولیَّه فعلیٌّ ولیُّه ، ومن کنت إمامه فعلیٌّ إمامه»

«هر کس من مولا و سر پرست امور اویم، على مولاى اوست و هر کس من امام و پیشواى وى هستم، على پیشواى اوست»

*********************

١٠ . سیّد محمد غمارى شافعى در کتاب خود از فاطمه دختر حسین رضوى، از فاطمه دختر محمد رضوى، از فاطمه دختر ابراهیم رضوى، از فاطمه دختر حسن رضوى، از فاطمه دختر محمد موسوى، از فاطمه دخت عبد الله علوى، از فاطمه دختر حسن حسینى، از فاطمه دختر ابو هاشم حسینى، از فاطمه دختر محمد بن احمد بن موسى مُبَرْقَع، از فاطمه دختر امام على بن موسى الرضا(علیه السلام)، از فاطمه دختر موسى بن جعفر(علیه السلام)، از فاطمه دختر امام صادق(علیه السلام)، از فاطمه دختر امام باقر(علیه السلام)، از فاطمه دختر ابا عبد الله الحسین(علیه السلام)، از زینب دختر امیر المؤمنین(علیه السلام)، از فاطمه دخت گرامى رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) آمده است که:

رسولخدا(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

« ألا من مات على حبّ آل محمّد مات شهیداً »

«آگاه باشید! هر کس با عشق و محبت خاندان پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از دنیا برود، شهید از دنیا رفته است»

*********************

١١ . حارثه بن قدامه مى گوید: سلمان از عمّار روایت کرده که گفت دوست دارى خبرى شگفت آور به تو بدهم؟ 

گفتم: آرى نقل کن، عمّار گفت: بسیار خوب،روزى شاهد بودم على بن ابى طالب(علیه السلام) بر فاطمه زهرا(علیها السلام) وارد شد، وقتى چشم زهرا به على افتاد او را صدا زد و اظهار داشت: نزدیک بیا، تا تو را در جریان حوادث رخ داده و رخ دادنى ها، و آن چه رخ نداده، تا قیامت و روز رستاخیز، قرار دهم. عمّار مى گوید: دیدم امیرمؤمنان(ع) به عقب برگشت و من نیز عقب رفتم و آن گاه على(ع) خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) رسید، پیامبر اکرم به على(علیه السلام) فرمود: 

ابو الحسن نزدیک بیا، وقتى امیر المؤمنین(ع) نزدیک پیامبر رفت و در جاى خود آرام گرفت رسول خدا(ص) به على(ع) فرمود: تو سخن آغاز مى کنى یا من سخن بگویم؟

على(ع) عرضه داشت: سخن شنیدن از شما دلپذیرتر است، رسول خدا(ص) فرمود: گویى دیدم بر فاطمه وارد شدى و او با تو چنین و چنان سخن گفت و تو از نزد وى بازگشتى و پیش من آمدى، على(ع) [با تعجّب] عرض کرد: اى رسول خدا! آیا نور فاطمه نیز از نور ماست؟ پیامبر اکرم(ص) فرمود: مگر نمى دانستى؟ و سپس على(ع) به پاس این فضیلت سجده شکر به جاآورد.

عمّار گفت: امیر المؤمنین(ع) از خانه رسول خدا(ص) بیرون آمد و من نیز با او خارج شدم و بر فاطمه وارد شد و فاطمه نیز خدمت على(ع) رسید و به او اظهار داشت: گویى خدمت پدرم رسیدى و آن چه را به تو گفته بودم به وى بازگو کردى؟
امام(ع)فرمود:آرى، فاطمه جان
سپس فاطمه(ع) بیان داشت: ابو الحسن! آگاه باش! خداى متعال نور مرا که آفرید آن نور خداى عزّ وجلّ را تسبیح مى گفت، سپس آن را در درختى از درختان بهشت به ودیعت نهاد و آن درخت نورانى شد و آن گاه که پدرم وارد بهشت شد، خداى متعال به او الهام فرمود میوه آن درخت را بچین و تناول نما و پدرم این کار را انجام داد و بدین ترتیب، خداوند مرا در صلب پدرم به ودیعت نهاد و سپس به مادرم خدیجه دخت خویلد مُنتقل ساخت و من از او متولد شدم، بنا بر این، من از آن نور هستم. از این رو، از آن چه بوده و هست و هنوز به وجود نیامده آگاهم، اى ابو الحسن! مؤمن به وسیله نور خداى متعال مى نگرد و نظاره مى کند.

*********************

١٢ . از ابو طفیل، از ابوذر، روایت شده گفت: از فاطمه زهرا(علیها السلام)شنیدم مى فرمود: منظور از آیه شریف (و بر بلندى هاى میان بهشت و دوزخ مردانى حضور دارند که همه با چهره هایشان شناخته مى شوند) را از پدرم رسول خدا(ص) پرسیدم.
فرمود: آنان پیشوایانِ بعد از منند، على و دو نواده ام حسن و حسین و ٩پیشوا از نسل حسین که همان مردان اعرافند، هر کس آنان را بشناسد و آنان وى را بشناسند وارد بهشت و هر کس با آن ها بیگانه باشد و آنان وى را بیگانه بدانند وارد آتش دوزخ خواهد شد،خداوند تنها از راه شناخت آنان، شناخته مى شود.

*********************
١٣ . سعد ساعدى، از پدرش روایت کرده گفت: در مورد امامان(ع) از فاطمه (صلوات الله علیها) پرسش نمودم .
 حضرت فرمود: از رسول خدا(صلى االله علیه وآله وسلم)شنیدم مى فرمود: پیشوایان پس از من به تعداد نقیبان بنى اسرائیل اند.

*********************
١٤ .  فاطمه زهرا(ع) فرمود: محمد و على پدران امت مسلمانند، کژى و انحرافات آنان را اصلاح مى نمایند، اگر مردم از آنان اطاعت کنند آن ها را از عذاب جاودان رهایى مى بخشند و اگر با آنان هماهنگ و موافق باشند، نعمت هاى بى پایان خدا را در اختیار آنان قرار خواهند داد.

*********************
 
 ١٥ . فاطمه (علیها السلام) از امیرمؤمنان(علیه السلام) روایت کرده که فرمود: رسول خدا(ص) فرمود: هر کس به فردى از فرزندانم احسان کند و بر احسانش پاداشى نگرفته باشد؟ من به سبب عملش به او پاداش خواهم داد.

*********************

١٦ . احمد بن یحیى اُودى، از ابو نُعیم ضرار بن صُرد، از عبد الکریم ابویعفور، از جابر، از ابو ضحى، از مسروق، از عایشه روایت کرده که گفت: فاطمه برایم نقل کرد و گفت: رسول خدا(ص) به من فرمود: دانش همسرت از همه برتر است، پیش از همه به اسلام گروید، و صبر و برد باریش از همه بیشتر است.

*********************
١٧ . فاطمه زهرا(ع) فرمود: ستایش خداوندى را که به بزرگى و نورش، آفریده هاى زمین ها و آسمان از او خواهان وسیله اند و ما وسیله خدا میان مردم و برگزیدگان او و جایگاه پاکى ها و دلیل هاى روشن الهى و وارثان پیامبران او هستیم.
*********************
 ١٨ . محمد بن عمر کناسى، از جعفر بن محمد، از پدرش، از على بن حسین، از فاطمه صغرى، از حسین بن على، از فاطمه دخت پیامبر(ص)روایت کرده که فرمود: روزى رسول خدا(ص) نزد ما حضور یافت و فرمود: خداوند به وجود شما فخر و مباهات مى کند، همه شما را مورد مغفرت خویش و على را به ویژه مشمول غفران خویش گرداند من فرستاده خدا به نزد شما هستم و موجب ترس و بیم قومِ خود نیستم و به نزدیکانم علاقه مندم، هم اکنون جبرئیل به من خبر داد: سعادتمندتر از همه کسى است که در زمانِ حیات و پس از وفات من، دوستدار على باشد.

*********************

١٩ . زینب دختر ابو رافع، از فاطمه زهرا(ع) روایت کرده که آن مخدّره به اتفاق امام حسن و امام حسین(ع) در همان بیمارى که رسول خدا(ص) در اثر آن دنیا را وداع گفت، خدمت آن حضرت شرفیاب شد و عرضه داشت: پدر جان! به حسن و حسین چیزى به ارث نمى نهى؟ رسول اکرم(ص) فرمود: شکوه و جلالم را حسن و دلاورى و بخششم را حسین به ارث برده است.

*********************

٢٠ . على(ع) از فاطمه زهرا(ع) روایت کرده که اظهار داشت: رسول خدا(ص) به من فرمود: فاطمه جان! کسى که بر تو درود فرستد خدا او را مى بخشاید و در جایگاه بهشتى ام به من ملحق مى گرداند.

*********************

٢١ . زید بن على بن حسین، از عمه اش زینب دختر امیر المومنین، از مادرش فاطمه زهرا(ع) روایت مى کند که فرمود: هنگام ولادت امام حسین(ع)، پدر بزرگوارم بر من وارد شد، کودکم را که در پارچه اى زرد پیچیده بودم به دست او دادم، حضرت پارچه زرد را کنارى افکند و پارچه سفیدى گرفت و حسین را در آن پیچید و به دست من داد و سپس فرمود: فاطمه جان! حسین را بگیر، وى خود، امام، فرزندِ امام و پدر ٩امام و پیشواست، امامان شایسته اى از نسل او به وجود مى آیند که قائمشان، نهمین فرد آنان است.

*********************

٢٢ .  سهل بن سعد انصارى مى گوید: از فاطمه دختر رسول خدا(ص) پرسیدم: پیشوایان دین کدامند؟ فرمود: رسول خدا(ص)به على(علیه السلام) مى فرمود: على! تو پیشوا و جانشین پس از من و به مؤمنان سزاوارتر از خودشان هستى، پس از تو فرزندت حسن، بعد از او حسین، پس از او پسرش على بن حسین، بعد از او پسرش محمد، پس از او پسرش جعفر، بعد از او پسرش موسى، پس از او پسرش على، بعد از او پسرش محمد، پس از او پسرش على، بعد از او پسرش حسن، پس از حسن قائم مهدى از خودِ مؤمنان به آنان سزاوارتر است. خداوند به وسیله او شرق و غرب گیتى را مى گشاید ،آنان امامانِ بر حق و زبان گویاى اسلامند، هر کس به یارى آن ها بشتابد، خدا آنان را یارى و هر کس آنان را تنها بگذارد، خداوند او را در وادى تنهایى رها مى سازد .


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۲۰

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی