وبلاگی برای زندگی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَّلیُِکَ الفَرَج

وبلاگی برای زندگی

اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَّلیُِکَ الفَرَج

وبلاگی برای زندگی

در نشر مطالب کوشا باشید.
و نظر هم فراموش نشود...
یا علی....التماس دعا

آخرین نظرات

۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قضاوت های حضرت علی(ع)» ثبت شده است

«احکام قضایای مشتبه»


*********************************************

«اینجا بایست تا علی بیاید»

مردی نزد عمر آمده و گفت: پیش از آنکه مسلمان شوم زنم را یک بار طلاق داده ام، و بعد از آن که مسلمان شده ام نیز دو دفعه. (حال می توانم با او ازدواج کنم و یا محلل لازم است)؟ عمر ساکت ماند. مرد گفت: پس چه می گوئی؟ عمر گفت: اینجا بایست تا علی بیاید.

آن شخص ایستاد تا هنگامی که امیرالمومنین علیه السلام تشریف آورد. عمر به آن مرد رو کرده گفت: حالا مسأله ات را از علی بپرس. آن حضرت در پاسخ او فرمود: اسلام منهدم می سازد هر چیزی را که در حال کفر واقع شده، تو می توانی یک بار دیگر با زنت ازدواج نمایی.


*********************************************

«نذر مشکل»

از حضرت امیر علیه السلام پرسیدند؛ مردی نذر کرده با پای پیاده خانه خدا را زیارت کند، در بین راه رودخانه ای رسیده که لازم است با کشتی از آن عبور کند تکلیفش چیست؟

امام علیه السلام فرمود: در کشتی سرپا می ایستد تا از آب عبور کند.


*********************************************

«مجازات»

ماموران انتظامی سه نفر را که در یک قتل شرکت کرده بودند دستگیر نموده و به دادسرای حضرت امیر علیه السلام گسیل داشتند و ماجرا را چنین شرح دادند: یکی از آنان او را بگرفت و دیگری وی را به قتل رساند و سومی از آنان نگهبانی می کرد.

امیرالمومنین علیه السلام فرمود: چشمان دیده بان باید کور شود، و آن کس که مقتول را گرفته باید در زندان ابد جان بسپارد، همان گونه که آن مرد را گرفته تا جان سپرده است و قاتل نیز باید کشته شود.


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۶
محمد صابری

«قضاوتهای آن حضرت در مواردی که واقع کاملا مشتبه بوده است»


*********************************************

«اقرار»

شخصی اقرار کرد هزار درهم به یکی از دو نفر بدهکار است ولی طلبکار را مشخص نکرد و به همان حال از دنیا درگذشت، امیرالمومنین (علیه السلام) فرمود: اگر یکی از آن دو بخصوص گواه آورد که وی طلبکار است درهمها به او داده می شود و گرنه درهمها بالمناصفه بین آنان تقسیم می شوند.


*********************************************

«تقسیم به نسبت شهود»

دو مرد هر کدام مدعی مالکیت اسبی بود، یکی از آنان دو شاهد داشت و دیگری پنج شاهد. امیرالمومنین (علیه السلام) دو قسمت آن را برای نفر اول و پنج قسمت آن را برای نفر دوم قرار داد.


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۰۶
محمد صابری

«قضاوتهای آن حضرت در مواردی که واقع کاملا مشتبه بوده است»


*********************************************

«ودیعه»

مردی دو دینار و دیگری یک دینار نزد شخصی به ودیعت نهادند، یک دینار آنها تلف شد. امیرالمومنین (علیه السلام) درباره آنان فرمود: یک دینار از دو دینار موجود به صاحب دو دینار اختصاص دارد و دینار دیگر نیز بالمناصفه بین آن دو تقسیم می شود.

**********************************

و نظیر این خبر است روایتی که شیخ صدوق و شیخ طوسی به امام صادق علیه السلام نسبت داده اند که دو نفر بر سر دو درهم با 

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۲۱
محمد صابری

«قضاوتهای آن حضرت در مواردی که واقع کاملا مشتبه بوده است»


*********************************************

«نشگون»

و نیز در همان زمانی که امیرالمومنین (ع) در یمن تشریف داشت به آن حضرت خبررسید که دختری از روی بازیچه دختر دیگری را بر دوش گرفته و دختر سومی از پایینی نشگون گرفته و او بناگاه پریده ودختری را که بر دوش داشته انداخته و منجر به مرگ او شده است.

امام (ع)فرمود: یک سوم دیه مقتول به عهده آن دختری است که او را بر روی شانه برداشته و یک سوم دیگر به عهده دختری که از او نشگون گرفته، و یک سوم هم بر عهده خودش که بطور بازیچه و عبث سوار شده است. این خبر به سمع مبارک رسول خدا (صلی الله علیه و آله) رسیده آن را تائید نموده بر صحتش گواهی داد.


۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۱۲
محمد صابری

«قضاوتهای آن حضرت در مواردی که واقع کاملا مشتبه بوده است»


*********************************************

«یک نفر در آب غرق شد»

شش نفر در آب فرات سرگرم بازی بودند، یکی از آنان غرق شد، نزاع را نزد امیرالمومنین (علیه السلام) بردند، دو نفر از آنان گواهی دادند که آن سه نفر دیگر او را غرق کرده اند، و آن سه نفر گواهی دادند که آن دو نفر دیگر او را غرق کرده اند، امیرالمومنین (علیه السلام) دیه او را به پنج قسمت مساوی تقسیم نمود، دو قسمت به عهده آن سه نفری که دو نفر بر علیه ایشان گواهی داده اند، و سه قسمت به عهده آن دو نفری که سه نفر بر علیه ایشان گواهی داده اند.

شیخ مفید درارشاد پس از نقل این خبرمی گوید: در این قضیه هیچ قضاوتی تصور نمی شود که از قضاوت آن حضرت به صواب نزدیکتر باشد.

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۴ ، ۰۲:۴۳
محمد صابری

«قضاوتهای آن حضرت در مواردی که واقع کاملا مشتبه بوده است»


*********************************************

«زد و خورد در حال مستی»

در زمان خلافت امیرالمومنین(ع) به آن حضرت گزارش رسید که چهار نفر در حال مستی یکدیگر را با کارد مجروح نموده اند. امام (ع) دستور داد آنان را توقیف نموده تا پس از هشیاری به وضعشان رسیدگی کند، دو نفر از آنان در بازداشتگاه جان سپردند. اولیای مقتولین نزد امیرالمومنین(ع) آمده و خواستار قصاص از زندگان شدند، آن حضرت(ع) به آنان فرمود: شما از کجا می دانید که این دو نفر زنده ایشان 

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۱۴:۵۷
محمد صابری

«قضایایی که نیرنگ حیله گران را آشکار نموده است»


*********************************************

«نیرنگ زنی حیله گر»

زنی فتنه گر شیفته و دلباخته نوجوانی از انصار گردید، ولی هر چه کوشید جوان پرهیزکار را جلب توجه و عطف نظر کند نتوانست، از این رو در صدد انتقامجویی بر آمده و تخم مرغی را شکسته با سفیده آن جامه خود را از بین دو ران آلوده ساخت و بدین وسیله جوان پاکدامن را متهم کرده او را نزد عمر برد و گفت: ای خلیفه! این مرد مرا رسوا نموده است. 

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۰۴:۴۴
محمد صابری

«قضایایی که نیرنگ حیله گران را آشکار نموده است»


*********************************************

«توطئه ای که فاش گردید»

در زمام خلافت عمر دو نفر امانتی را نزد زنی به ودیعت گذاشتند و به وی سفارش نمودند که تنها با حضورهردوی آنان ودیعه راتحویل دهد. پس از مدتی یکی از آن دو به نزد زن رفته مدعی شد که دوستش مرده است  و ودیعه را مطالبه نمود.

 زن در ابتداء از دادن سپرده امتناع ورزید ولی چون آن مرد زیاد رفت و آمد می نمود و مطالبه می کرد، ودیعه را به وی رد کرد. پس از 

۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۴ ، ۰۴:۳۶
محمد صابری

«کشف واقعیت قضایا با استفاده از اسلوبی ابتکاری»


*********************************************

«دو مادر و یک فرزند»

در زمان خلافت عمر دو زن بر سر کودکی نزاع می کردند و هر کدام او را فرزند خود می خواند، نزاع به نزد عمر بردند، عمر نتوانست مشکلشان را حل کند از این رو دست به دامان امیرالمومنین علیه السلام گردید.

امیرالمومنین علیه السلام ابتداء آن دو زن را فراخوانده آنان را موعظه و نصیحت فرمود ولیکن سودی نبخشید و ایشان همچنان به مشاجره 

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۳:۱۴
محمد صابری

«کشف واقعیت قضایا با استفاده از اسلوبی ابتکاری»


*********************************************

«مولا و غلام مشتبه شدند»

در زمان خلافت امیرالمومنین علیه السلام مردی کوهستانی با غلام خود به حج می رفتند، در بین راه غلام مرتکب تقصیری شده مولایش او را کتک زد. غلام بر آشفته، به مولای خود گفت: تو مولای من نیستی بلکه من مولا و تو غلام من می باشی. و پیوسته یکدیگر را تهدید نموده به هم می گفتند: ای دشمن خدا! بر سخنت ثابت باش تا به کوفه رفته تو را به نزد امیرالمومنین علیه السلام ببرم. چون به 

۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ تیر ۹۴ ، ۰۲:۵۵
محمد صابری